تبليغاتX
دفترچه ممنوعه

دفترچه ممنوعه

مي انديشم پس هستم / هستم چون فكر مي كنم/فكر مي كنم چون شك مي كنم

شرمساری

طبیبی را دیدند که هر گاه به گورستان رسیدی٫ ردا بر سر کشیدی.

از سبب ان سوال کردند.گفت: (از مردگان این گورستان شرم می دارم٫

زیرا بر هر که می گذرم٫ شربت من خورده است و در هر که می نگرم٫

از شربت من مرده است!)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم شهریور 1384ساعت 18:21  توسط اسكارلت  | 

طبع دلجو خوشتر از گنج زر و کان گهر            خوی نیکو بهتر از شاهی و ملک بیکران
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم شهریور 1384ساعت 12:50  توسط اسكارلت  | 

دوستانه

doosti
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم شهریور 1384ساعت 14:33  توسط اسكارلت  | 

ساموئل هربس

    بازگشت به عقب

روي پله هاي مرمري مي ايستد

صداي موسيقي فرشته اي ٫ به گوش مي رسد

او مي خواهد به عقب باز گردد وهمه چيز را

از نو بسازد

                                  

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم شهریور 1384ساعت 22:10  توسط اسكارلت  | 

باز کردن دهان

شخصی در مجلسی یکریز و پشت سر هم حرف می زد.ملانصرالدین که در مجلس حاضر بود و در گوشه ای نشسته بود٫ خمیازه می کشید.یکی از حاضرین گفت:خوبست شما هم یک دفعه دهان باز کنید.ملا گفت:برادر انقدر دهان باز کردم که نزدیک است دهانم بدرد!

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم شهریور 1384ساعت 1:33  توسط اسكارلت  | 

احمد شاملو

میان دو پاره ی روح من هواها و شهرهاست

انسانهاست با تلاشهاو خواهش هاشان

دهکده هاست با جویبارها

و رودخانه هاست با پل هاشان٫ ماهی هاو قایق هاشان.

میان دو پاره ی روح من طبیعت و دنیاست ـ

دنیا

من نمی خواهم ببینم اش!

                         

                                  

                           شاملو

                          

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم شهریور 1384ساعت 17:38  توسط اسكارلت  | 

رسنل نیس

عشق اندیشه ای است بی هدف و پایان ناپذیرe
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت 22:10  توسط اسكارلت  | 

اناتول فرانس

خطا کردن یک کار انسانی است اما تکرار ان یک کار حیوانی

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت 14:16  توسط اسكارلت  |