تبليغاتX
دفترچه ممنوعه - باز کردن دهان

دفترچه ممنوعه

مي انديشم پس هستم / هستم چون فكر مي كنم/فكر مي كنم چون شك مي كنم

باز کردن دهان

شخصی در مجلسی یکریز و پشت سر هم حرف می زد.ملانصرالدین که در مجلس حاضر بود و در گوشه ای نشسته بود٫ خمیازه می کشید.یکی از حاضرین گفت:خوبست شما هم یک دفعه دهان باز کنید.ملا گفت:برادر انقدر دهان باز کردم که نزدیک است دهانم بدرد!

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم شهریور 1384ساعت 1:33  توسط اسكارلت  |