تبليغاتX
دفترچه ممنوعه - شرمساری

دفترچه ممنوعه

مي انديشم پس هستم / هستم چون فكر مي كنم/فكر مي كنم چون شك مي كنم

شرمساری

طبیبی را دیدند که هر گاه به گورستان رسیدی٫ ردا بر سر کشیدی.

از سبب ان سوال کردند.گفت: (از مردگان این گورستان شرم می دارم٫

زیرا بر هر که می گذرم٫ شربت من خورده است و در هر که می نگرم٫

از شربت من مرده است!)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم شهریور 1384ساعت 18:21  توسط اسكارلت  |